20391عضو
نام واژه:

واژه‌نامه طب سنتی ایران

  • آبکامه: نان خورشی با مزه ترش که از خیسانده نان خشک در آب و ماندن در آفتاب برای تخمیر حاصل شود
  • آبگینه: آئینه
  • آبزن: حوض و خزانه حمام ، مرادف آبشنگ. ظرفی فلزین یا چوبین یا سفالین به اندازه قامت آدمی با سرپوشی سوراخ‏دار که بیمار را در آن نشانند و سر وی از سوراخ بیرون کنند. و آن دو گونه است ، آبزن تر و آبزن خشک. در آبزن تر آب گرم مخلوط به ادویه یا آب ادویه جوشانیده می‏ریزند و در آبزن خشک داروهای خشک ریزند یا بخور کنند و بیمار را در آن به شکلی که مذکور شد بنشانند یا بخوابانند (دهخدا).

  • آبدزداء: وسیله  تزریق مایعات به داخل بدن ،سرنگ
  • آب سای : ساییده در آب
  • آب زن: آب خالص یا مخلوط با بعضی داروها که بیمار در آن می نشیند
  • آب انار: آب انار
 1